X
تبلیغات
داریوش خداوندا آرامشی عطا فرماتابپذیرم آنچه راکه نمیتوانم تغیر دهم شهامتی تاتغییردهم آنچه راکه نمییتوانم ودانشی که تفاوت آن دورابدانم

داریوش
welcom to my weblog

متن کل آهنگ های آلبوم همصدا داریوش

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : خانه سرخ


خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است
عاري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است كه بر مي خيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
رو سياه است اگر اين شب مردم كش بد
تا دم صبح سحر سينه ي ياران سرخ است
با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است
وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
تا در اين دشت غرور كينه داران سرخ است
خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است
عاري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است كه برمي خيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است


» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : سال دو هزار



سال سقوط ,سال فرار
سال گريز و انتظار
عصر شكفتن فلز
سال سياه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بي نهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن
انديشه ي تفسير صفر
تو ذهن ماشينهاي سرد
معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه
يعني يه درد بي علاج
سال به بن بست رسيدن
پنجه به ديوار كشيدن
از معنويت گم شدن
تن به غريزه بخشيدن
قبيله يعني يه نفس
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
سال سقوط , سال فرار
سال گريز و انتظار
پاييز تلخ و بي بهار
سال سياه دو هزار
سالي كه خون تو رگها نيست
قلب فلزي تو سينه است
وقتي كه تفسير زمان
شكستگيه آيينه است
قبيله يعني يه نفس
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
تو اون روزايي كه مياد
كسي به فكر كسي نيست
هركي به فكر خودشه
به فكر فرياد رسي نيست
همه به هم بي اعتنا
حتي به مرگ هم ديگه
كسي اگه كمك بخواد
كي ميدونه اون چي ميگه
توي كتاباي لغت
سفيده برگا هميشه
نه دشمني نه دوستي
هيچي نوشته نميشه
اين ناگزيره واسه ما
سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه ي صدا
تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه ي عشق
سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه است
مي رسه سال دو هزار


» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : خاموش نمیرید


بميريد بميريد در اين عشق بميريد
در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد
بميريد بميريد از اين مرگ نترسيد
كز اين خاك بر آييد سماوات بگيريد
بميريد بميريد وز اين نفس ببريد
كه اين نفس چو بندست شما همچو اسيريد
شما همچو اسيريد
يكي تيشه بگيريد پي حفره ي زندان
چو زندان بشكستيد همه شاه وا ميريد
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است
همه زندگي آن است كه خاموش نميريد
كه خاموش نميريد
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است

 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : روله



آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
حبيبم اي رول و گلم سي چي ميري
قربون مردن روله جون نري اسيري نري اسيري
غم دنيا رو پامون ديده تنگ
ز رهر شو يار فرسنگ فرسنگ
غم جنگ تو اي با تير غيبي
كجا اي صاف جنگ شيشه و سنگ
از آسمون گر شب و روز پشه بباره
تا از زمين كه قيمت ميدون دست براره
مو كه نتونم بخونم چي چي نوشته
از پلنم به حال خون كه خم بهشته
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه


 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : پند حافظ


اين چه شوريست که در دور قمر مي بينم
همه آفاق پر از فتنه و شر مي بينم
هر کسي روز بهي مي طلبد از ايام
علت آن است هر روز بتر مي بينند
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
بوته دانان همه از خون جگر میبینم
اسب تازي شده مجروح به زير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر مي بينم
اين چه شوريست که در دور قمر مي بينم
همه آفاق پر از فتنه و شر مي بينم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بد خواه پدر مي بينم
هيچ رحمي نه برادر به برادر دارد
هيچ شفقت نه پدر را به پسر مي بينم
پند حافظ بشنو خواجه برو نيکي کن
که من اين پند به از گنج گوهر مي بينم


» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : خوزه فلیسیانو
» تنظیم : واروژان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : وطن



وطن پرنده ی پر در خون
وطن شكفته گل در خون
وطن فلات شهيد و شب
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زنداني
وطن قصيده ی ويراني
ستاره‌ها اعداميان ظلمت
به خاك اگر چه مي‌ريزند
سحر دوباره بر مي‌خيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره ی زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيله ی قرباني
حرف آخر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه ی آزادي
اينك سرودن مردم
امروز ما امروز فرياد
فـرداي ما روز بزرگ ميعاد
بگو كه دوباره مي‌خوانم
با تمامي يارانم گل سرود شكستن را
بگو كه به خون مي‌سرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ايران بگو به ايران


» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : گلایه



برای گفتن من ، شعر هم به گِل مانده
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرهم فریاد بود زخم را
به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست
دیری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپرده
چهره تکیده ای که تو غبار آینه مرده
من برای تو چی هستم ؟ کوه تنهای تحمل
بین ما پل عذابه ، منه خسته پایه ي پل
ای که نزدیکی مثلِ من ، به من اما خیلی دوری
خوب نگام کن تا ببینی چهره درد و صبوری
کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، غروره سنگم اما شکستم
کاشکی از عصای دستم یا که از پشت شکستم
تو بخونی تا بدونی از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، تنها غروره عصای دستم
از عذاب با تو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سراپا بی خیالی ، من همه تحملِ درد
تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زیر بار با تو بودن ، یه ستون نیمه جونم
اینکه اسمش زندگی نیست ، جون به لبهام میرسونم
هیچی جز شعر شکستن قصه ي فردای من نیست
این ترانه ي زواله ، این صدا ، صدای من نیست
ببین که خستم تنها غروره ، عصای دستم


متن کل آهنگ های آلبوم کهن دیارا

» آهنگ ساز : بابک افشار
» تنظیم : احمد پاداش
» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : بمان مادر



لنگر می‌زند بر شیشه‌ها سرپنجه باران
نسیم سرد می‌خندد به غوغای خیابانها
دهان كوچه پر خون می‌شود از مشت خمپاره
فشار درد می‌دوزد لبانش را به دندانها
زمین گرم است از باران خون امروز
زمین از اشك خون‌آلوده خورشید سیراب است
ببین آن گوش از بُن كنده را در موج خون مادر
كه همچون لاله از لالای نرم جوی در خواب است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
در ماتم‌سرای خویش را بر هیچكس مگشا
كه مهمانی بغیر از مرگ را بر در نخواهی دید
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
زمین گرم است از باران بی‌پایان خون امروز
ولی دلهای خونین جامگان در سینه‌ها سرد است
مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در
كه قلب آهنین حلقه هم آكنده از درد است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
نگاه خیره را از سنگفرش كوچه‌ها بردار
كه اكنون برق خون می‌تابد از آیینه خورشید
دوچشم منتظر را تا به كی بر آستان خانه می‌دوزی
تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید
نخـواهی دید نخـواهی دید
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
ببین آن مغز خون‌آلوده را آن پاره دل را
كه در زیر قدمها می‌تپد بی هیچ فریادی
سكوتی تلخ در رگهای سردش زهر می‌ریزد
بدو با طعنه می‌گوید كه بعد از مرگ آزادی
زمین می‌جوشد از خون زیر این خورشید عالم سوز
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود امروز
زمین گرم است از باران بی‌پایان خون امروز
ولی دلهای خونین جامگان در سینه‌ها سرد است
مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در
كه قلب آهنین حلقه هم آكنده از درد است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
نگاه خیره را از سنگفرش كوچه‌ها بردار
كه اكنون برق خون می‌تابد از آیینه خورشید
دوچشم منتظر را تا به كی بر آستان خانه می‌دوزی
تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید
نخـواهی دید نخـواهی دید
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
كه باران بلا می‌باردت از آسمان بر سر
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

» شاعر : احمد شاملو
» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : در این بن بست


دهانت را مي‌بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي‌پويند مبادا شعله‌اي در آن نهان باشد
دهانت را مي‌بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي‌پويند مبادا شعله‌اي در آن نهان باشد
روزگار غريبي‌ست نازنين روزگار غريبي‌ست نازنين
و عشق را كنار تيرك راهبند تازيانه مي‌زنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
روزگار غريبي‌ست نازنين روزگار غريبيست نازنين
و در اين بن‌بست كج و پيچ سرما
آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان مي‌دارند
به انديشيدن خطر مكن روزگار غريبي‌ست
آن كه بر در مي‌كوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد
دهانت را مي‌بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي‌پويند مبادا شعله‌اي بر آن نهان باشد
دهانت را مي‌بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي‌پويند مبادا شعله‌اي بر آن نهان باشد
روزگار غريبي‌ست نازنين روزگار غريبي‌ست نازنين
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
آنك قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحي مي‌كنند و ترانه را بر دهان
كباب قناري بر آتش سوسن و ياس
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
ابليس پيروز مست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته است
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد

» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : بپا خیزید



به پا خیزید الا ای سوگواران
الا ای وارثان سربداران
به پا خیزید اگر زخمیِ دردید
اگر با شب‌پرستان در نبردید
به پا خیزید كه نااهلان به كارند
همه مردان عاشق سربدارند
به پا خیزید
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید
كشیدند تازیانه بر تن ما
نشاندند دشنه دشمن به دلها
دل بی‌كینه را بر نیزه كردند
تن گلگونه را در مسلخ و بند
به روی چشم ما شب را كشیدند
گلوی سربداران را دریدند
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید
اگر فریاد ما در شب گناه است
اگر امروز دل ما بی‌پناه است
بخوان با ما سرود فتح فردا
كه فردا می‌رسد با پرچم ما
بخوان با ما سرود فتح فردا
كه فردا می‌رسد با پرچم ما
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : نا رفیق



ما ظاهرا رفیقان . بس نارفیق بودیم
هر پشت اعتمادی زخمی به خنجر کردیم . رخمی به خنجر کردیم
هر سینه رفیقی با تیغ کین دریدیم
خودکرده ها چه آسان . نسبت به داور کردیم . نسبت به داور کردیم
هر جایی هوس را تا خواهشی بر آریم
اسکندران ملکی . صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم
ما خون عاشقان را در لاله ها شکستیم
بر حجله های آنان . آن لاله زیور کردیم . آن لاله زیور کردیم
با خون آن دلیران آسان وضو گرفتیم
در جام شهد دوستان زهر مکرر کردیم . زهر مکرر کردیم
هر جایی هوس را تا خواهشی بر آریم
اسکندران ملکی . صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته . اسمی که از بر کردیم

» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک افشار
» خواننده : داریوش
» آلبوم : کهن دیارا
» آهنگ : خاک خسته


نعره كن اي سرزمين جان سپردن نعره كن
نعره كن اي خاك خسته خاك گلگون نعره كن
شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست
از غزل گريه پرم خانهءهم غصه كجاست
اين همه جوخه اين همه دار
اين همه مرگ اين همه عاشق خفته در خون
اين همه زندان اين همه درد
اين همه اشك نعره هايت كو خاك گلگون
شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست
از غزل گريه پرم خانهءهم غصه كجاست
خاك گل مردگي و قحطي و آفت زدگي
وطن تعزيه در مرگ و مصيبت زدگي
شب ياران شب زندان شب ويراني ماست
شب اعدام رفيقان گل و نور و صداست
اين همه جوخه اين همه دار
اين همه مرگ اين همه عاشق خفته در خون
اين همه زندان اين همه درد
اين همه اشك نعره هايت كو خاك گلگون
شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست
از غزل گريه پرم خانهءهم غصه كجاست
خاك گل مردگي و قحطي و آفت زدگي
وطن تعزيه در مرگ و مصيبت زدگي
شب ياران شب زندان شب ويراني ماست
شب اعدام رفيقان گل و نور و صداست


متن کل آهنگ های آلبوم راه من

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : روز اول



گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
يادمو ازسر بَدر کن چه بَد کردم نکردم


روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنيدم
توی آينهء ديروز کاشکی فردارو ميديدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زيرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد


گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم

عشق اولين توبودی باتومن عشقوشناختم
ای توعشق آخرينم رفتی و دردو شناختم
باتومن عشقو شناختم باتومن زندگی ساختم
ازکسی گلايه ایی نيست اگه باختم بتو باختم

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم



هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
ترو باز بيادم آورد اگرازعاطفه دَم زد
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
سرنوشتِ من نبوده سرنوشتِی که رقم زد

روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنيدم
توی آينهء ديروز کاشکی فردارو ميديدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زيرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم

گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم

عشقمو از سر بدر کن چه بَد کردم نکردم

» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : چکاوک


کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب
پنهون مي شي خورشيدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت
پـر مـي کــشــي چــکـاوکم

چرا بـه من شک مي کنی
مـن کـه مـنـــم بـرای تــو
لبـریـزم از عـشــق تــو و
سـرشــارم از هــوای تــو

دسـت کدوم غزل بـدم
نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقـمو

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگه منه
راهییه این سفر نشو
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم

گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

» شاعر : شهیار قنبری
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : راه من


اینک زیر نورافکن اوج شعرمن آخرین پرده قصه ، قصۀ مردی که غرورش را رها نکرده
هر چه ، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود مثل هیچکس نبود شبیه من بود،
چون پرنده اگر لرزیدم زیر باران، اگر ترسیدم وحشتم را به تو بخشیدم ،سقوطم را به چشم دیدم حال فهمیدم چه دل شکن بود ،
این راه من بود، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود
صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم
صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیۀ دوست وقتن رفتن بود هرگز برنگشتم این راه من بود، این راه من بود، این راه من بود، این راه من بود
خواب خوب بی قفس بودم بی تو رفتم با تو برگشتم خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون ته شکنجه این تمام خواب وطن بود
این کار من بود ، این کار من بود
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم ،
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم
سایه بودم شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم کارم از نو سرزدن بود
این راه من بود ، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود
صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیۀ دوست وقتن رفتن بود هرگز برنگشتم
این راه من بود، این راه من بود،
این راه من بود، این راه من بود

» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : روزنه


تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
ديباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
چيزی به من از باران چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم درسنگرِ يک آغوش
بر متن شب خاموش.

شب حوصله می سوزد وقتی که تو درخوابی
ظلمت همهء دنياست وقتی تو نمی تابی
تنديسهء تنها ئی درخوابی و زيبا ئی
مهتابی و بر پيکر دوری و همينجائی
درخانهء ظلمت پوش
توروزنه نوری .................

چيزی به من از باران چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم درسنگرِ يک آغوش
بر متن شب خاموش

تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
ديباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
درسنگرِ يک آغوش

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : تیگران ساکیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : تلنگر


نه زمين خاکِ قديمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار ميکنه هرچی که مونده نا بجاست
داره از قبيله ما یکی يکی کم ميشه
هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره


غم سفره های خالی دستای نحيف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شريف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تيرباران شقايق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن ميشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره

» شاعر : شهیار قنبری
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : محمدجواد سام نژاد
» خواننده : داریوش
» آلبوم : راه من
» آهنگ : کار من


کارِمن .....
منم که جنگلی بی زمين بود
به جرم کشف گل در اوين بودم
ترانه مال مردم نت به نت پيدا ، ولی گم بود
تمام حسرتِ من بوی گندم بود

رويا خود بيداريه
زخم تو زخمی کاريه
کار تو بالا رفتنه
رها شدن کار منه
اين کار من بود
اين کار من بود
اين راه من بود
اين راه من بود


متن کل آهنگهای آلبوم خاموش نمیرید

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : گرگ بیابون



جوون مرد و بلند بالا توي كوه و توي صحرا
چنون ني مي‌زنه غمناك مي‌خونه
كه کوهسار از غمش سردر گريبونه
ميگن گرگ بيابونه ميگن گرگ بيابونه
ميگن گرگ ميگن گرگ
جوون مرد و بلند بالا توي كوه و توي صحرا
چنون ني مي‌زنه غمناك مي‌خونه
كه کوهسار از غمش سردر گريبونه
كه کوهسار از غمش سردر گريبونه
ميگن گرگ بيابونه ميگن گرگ بيابونه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : گفتگو با دل



به تو مي‌گم كه نشو ديوونه اي دل
به تو مي‌گم كه نگيـر بهونه اي دل
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
به تو مي‌گم عاشقي ثمـــر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
عقلم رو زير پا گذاشتي رفتي
تو من رو مبتلا گذاشتي رفتي
به غم زمونه اي دل
من رو جا گذاشتي رفتي
به خدا من رو رسوا كردي اي دل
همه‌جا مشتم رو وا كردي اي دل
فتنه بر پا كردي اي دل
من رو رسوا كردي اي دل
مي‌دونم تو ديگه عاقل نمي‌شي
تو ديگه براي من دل نمي‌شي
مي‌دونم تو ديگه عاقل نمي‌شي
تو ديگه براي من دل نمي‌شي
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
به تو مي‌گم كه نشو ديوونه اي دل
به تو مي‌گم كه نگيـر بهونه اي دل
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
به تو مي‌گم عاشقي ثمـــر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
من ديگه بچه نمي‌شم آه
ديگه بازيـچه نمي‌شم
ولي هيچكي نمي‌دونه كه اون از عشق نالونه
دل و جونش تو ايرونه دل و جونش تو ايرونه
ميگن گرگ
ميگن فرياد خشم اون دل كوه رو مي‌لرزونه
ميگن گرگ
تو دستش ني مي‌شه خنجر يكي دشمن نمي‌مونه
ميگن گرگ
مثال رستم دستون مياد از جنگلها بيرون
ميگن گرگ
به زير پاي اسب اون مي‌شه كاخ ستم ويرون
مي‌شه كاخ ستم ويرون
ميگن گرگ بيابونه ميگن گرگ بيابونه
ميگن گرگ ميگن گرگ
جوون مرد و بلند بالا توي كوه و توي صحرا
چنون ني مي‌زنه غمناك مي‌خونه
كه کوهسار از غمش سردر گريبونه
كه کوهسار از غمش سردر گريبونه
ميگن گرگ بيابونه ميگن گرگ بيابونه
ولي هيچكي نمي‌دونه كه اون از عشق نالونه
دل و جونش تو ايرونه دل و جونش تو ايرونه
ميگن گرگ
تني تنها تني زخمي دلش يكجا نمي‌مونه
ميگن گرگ
سراپا خشم بي‌پايون براش دنيا يه زندونه
ميگن گرگ
همه جون رو چنون آرش به تيري در كمون داره
ميگن گرگ
نداره لحظه‌اي آروم به پيكر تا كه جون داره
به رگها تا كه خون داره
ميگن گرگ بيابونه ميگن گرگ بيابونه
ميگن گرگ ميگن گرگ

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : روله



آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
حبيبم اي رول و گلم سي چي ميري
قربون مردن روله جون نري اسيري نري اسيري
غم دنيا رو پامون ديده تنگ
ز رهر شو يار فرسنگ فرسنگ
غم جنگ تو اي با تير غيبي
كجا اي صاف جنگ شيشه و سنگ
از آسمون گر شب و روز پشه بباره
تا از زمين كه قيمت ميدون دست براره
مو كه نتونم بخونم چي چي نوشته
از پلنم به حال خون كه خم بهشته
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : خانه سرخ


خانه سرخ است



خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است



باري از خون ، پهنه ي برزن و ميدان سرخ است



ده به ده ، پرچم خشم است كه بر مي خيزد



مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است



تا گل خوني فرياد در اين باغستان



ساقه از ضربهء شلاق زمستان سرخ است



وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران



تا در اين دشت ، غرور كينه داران سرخ است



روسياه است اگر اين شب مردم كش بد



تا دم صبح وطن ، سينه ي ياران سرخ است



با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است



ای مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است

» خواننده : داریوش
» آلبوم : خاموش نمیرید
» آهنگ : با من از ایران بگو


ياور از ره رسيده با من از ايران بگو

از فلات غوطه در خون بسياران بگو

باد شبگرد سخن چين ، پشت گوش پرده هاست

تا جهان آگه شود ، بی پرده از ياران بگو

شب سياهی می زند بر خانه های سوكوار

از چراغ روشن اشك سيه پوشان بگو

پرسهء يأس است در آواز اين پيتارگان

از زمين ، از زندگی ، از عشق ، از ايمان بگو

سوختم ، آتش گرفتم از رفيق نارفيق

از غريبه ، آشنا ، ياران هم پيمان بگو



ضجهء نام آواران زخمی به خاموشی نزد

از خروش نعرهء انبوه گمنامان بگو

قصه های قهرمانان قهر ويرانگر نداشت

از غم و خشم جهان ساز تهی دستان بگو

با زمستانی كه می تازد به قتل عام باغ

از گل خشمی كه می رويد در اين گلدان بگو


متن کل آهنگ های آلبوم بچه های ایران

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : عبدی یمینی
» تنظیم : عبدی یمینی
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : به بچه هامون چی بگیم


به بچه های تو و من
وقتی یه روز بزرگ شدن
فردا که میخوان بدونن
کجا به دنیا اومدن
بگو جوابمون چیه
حرفه حسابمون چیه
تکلیفه اون خونه ای که
شده خرابمون چیه
تکلیفه اون خونه ای که
شده خرابمون چیه

گناه هر چی که گذشت
به گردن ما بود و هست
از ما اگر بتی شکست
بت های تازه جاش نشست
هیچکس به غیر از خود ما
از خود ما فریب نخورد
هیچکس به غیر از خود ما
ما رو به بیراهه نبرد

به بچه هامون چی بگیم
بگیم که بی هویتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : بچه های ایران



بچه ها اين نقشه جغرافياست
بچه اين قسمت اسمش آسياست
شكل يك گربه در اينجا آشناست
چشم اين گربه دنبال شماست
بچه ها اين گربه ......
ايران ماست.
بچه ها اين سرزمين نازنين
دشمن بسيار دارد در كمين
داغ دارد هم به دل هم بر جبين
بوده نامش از قديم ايران زمين
يادگار پاك قوم آرياست
بچه ها . بچه ها
از گروه و هر نژاد
دست اندر دست هم بايست داد
فارق از هر زنده باد و مرده باد
سر براه مملكت بايد نهاد.
مام ميهن عاشق صلح و صفاست
بچه ها اين پرچم خيلي قشنگ
پرچم سبز و سفيد و سرخ رنگ
هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ
خار چشم دشمنان چشم تنگ
افتخار ما به آن بي انتهاست
بچه ها اين خانه اجدادي است
گشته ويران تشنه آبادي است
خسته از شلاق استبدادي است
مرحم دردش كمي ......
آزادي است
مرحم دردش كمي آزادي است
بچه ها اين كار فرداي شماست
اين كار فرداي شماست

» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» تنظیم : آرمن آهارونیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : با شما آینده گانم

با شما آیندگانم ای جهانسازان خشنود
ای برابرهای فردا قرن ما قرنی چنین بود
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت
قرن استعمار خاک و قرن استثمار انسان
قرن تن دادن به دارو دل بردن از دیاران
قرن دلالان خون و قرن همخوانه فروشان
قرن ضحاکان پیرو سلطهء افعی بدوشان
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت

» شاعر : اکبر آزاد
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : آرمن آهارونیان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : بغض



گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
(دکلمه)
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل

غم غریب کدوم غروبی که عطر پاییز گرفته بوی تنت
نگات به سوی کدوم ستارَست که قلب پارَست به زیر پیرهنت
من وتو چله نشین این شب پُر اندوهیم من و تو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
من وتو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
چراغ سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست به خاک غم زده ی شهرم نمیزه باران نیست

تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل
 
» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : آندرانیک
» تنظیم : آندرانیک
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : پرسه



پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست
همگریز غربتم زاد گاه من کجاست
تو شبای پرسه دلواپسی که میخوام دنیا رو فریاد بزنم
به کدوم لهجه ترانه سر کنم به کدوم زبون تو رو داد بزنم
گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام توی شهری که پناه داده به من
از کدوم طرف می شه به هم رسید همه کوچه ها به غربت می رسن
تو کدوم پس کوچه اولین سلام گنبد سبزو پر از ترانه کرد
تو کدوم محله پسین وداع ، غزلهای عشق رو غمگنانه کرد
کوچه ها و خونه ها و محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
کوچه ها و خونه ها و محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست
همگریز غربتم زاد گاه من کجاست
برام از خاطره سنگری بساز، بید بی ریشه رو شن باد میبره
نسل بی گذشته رو خاک غریب ، مثل شخم کهنه از یاد میبره
می خوام از باغچه سبز امروزم ، سبد خاطره هامو پر کنم
می خوام از عطر دوباره گم شدن شهر سالخوردگی هامو پر کنم
کوچه ها و خونه ها ، محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
کوچه ها و خونه ها ، محله ها ، اینجا دفترچه های بی خاطره ان
پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست
همگریز غربتم زاد گاه من کجاست
 
» شاعر : شهیار قنبری
» آهنگ ساز : آندرانیک
» تنظیم : آندرانیک
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : حریق دریا


حریق دریا رو ببین
ماهی های سوخته رو آب
از تاول پوست زمین
گرمی گیره مخمل خواب
شاعر بی چشم و دهان
گم شده در وزن زمان
شاپرک های بی غزل
مرثیه گوی عاشقان
هفت شهر عشقت رو بذار
قدم قدم گریه کنم
در این هوای بی کسی
با دلکم گریه کنم
بذار از این دنیای بد
دنیای کور نابلد
سفر کنم تا خواب تو
به اعتماد شونه هات
تکیه کنم تکیه کنم
بذار بشم خراب تو
دنیا یه روز شبیه تو
شبیه خواب تو میشه
این همه آبادی بد
یه روز خراب تو میشه
حریق دریا میگذره
حریر شبنم میرسه
به زخم کوچه های شب
نسیم مرهم میرسه
بذار از این دنیای بد ...
پشت غزل گریه ی من
رنگین کمون سر می زنه
می چکه رنگ هاش رو زمین
طلسم ظلمت می شکنه...
بذار از این دنیای بد ...
بذار که توپ مرواری
سنگرها رو پر کنه از
ترانه های ناب تو
بذار پلنگ زخمی هم
برای یک بار که شده
قاب بگیره مهتاب تو
بذار بشه خراب تو..
 
» خواننده : داریوش
» آلبوم : بچه های ایران
» آهنگ : با شما آینده گانم (کر)



با شما آیندگانم ای جهانسازان خشنود
ای برابرهای فردا قرن ما قرنی چنین بود
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت
قرن استعمار خاک و قرن استثمار انسان
قرن تن دادن به دارو دل بردن از دیاران
قرن دلالان خون و قرن همخوانه فروشان
قرن ضحاکان پیرو سلطهء افعی بدوشان
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت

متن کل آهنگ های آلبوم مسبب
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : زهره


رختخواب مرا مستانه بنداز
توپيچ پيچ ره ميخانه بنداز
عزيزم سوزنه دست تو بودوم
ميون پنجه و شصت تو بودوم
نازنينم مه جبينم
بخوابم بلكه در خوابم ببينم
ياد از آن روزي كه بودي زهره يار من
دور از چشم رقيبان در كنار من
حالي و خاليست جايت اي نگار من
در شام تار من آخر كجايي زهره
ياد داري زهره آن روزي كه در صحرا
دست اندر دست هم گردش كنان تنها
راه مي رفتيم و در بين شقايقها
بود عالم ما را لطف و صفايي زهره
چون يقين كردي كه در عشقت گرفتارم
سخت گشتي از من و كردي چنين خوارم
خود نكردي ز اكراهت نازنين يارم
من همچو تو دارم آخر خدايي زهره
بود هنگامه غروب آن روز افق زيبا
ايستاديم از براي ديدنش آنجا
تكيه تا بر سينه ام دادي سر خود را
گفتيم و گفتنها بس رازهايي زهره
 
» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : واروژان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : سقف (گوگوش)



سقف ما هر دو يه سقف ديوارامون يه ديوار
آسمون يه آسمون بهارامون يه بهار
اما قلبامون دوتا دستامون از هم جدا
گريه هامون تو گلو خنده هامون بی صدا

نتونستم نتونستم تو رو بشناسم هنوز
تو مثل گنگی رمز توی يك كتيبه ای
كه هميشه با منی اما برام غريبه ای

هنوزم ما مي تونيم خورشيدو از پشت ابر صدا كنيم نمی تونيم؟
می تونيم بهارو با زمين خسته آشنا كنيم نمی تونيم؟

هم شب و هم گريه ايم درد تو درد منه
بگو هم غصه بگو ديگه وقت گفتنه
بغض ما نمي تونه اين سكوتو بشكنه
مردم از دست سكوت يكيمون حرف بزنه
 

» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : بالای نی



وقت از ني كر شدن وقت عريان‌تر شدن
گم شدن پيدا شدن بي در و پيكر شدن
رد شو از هر نا بلد در عبور از فصل بد
رو به اين بي منظره اين غزل كش اين جسد
اين همه بي خاطره اين همه بي پنجره
خيل خود جلاد تلخ اين زلال باكره
بشنو از ني‌هاي ني بشنو از بالاي ني
بشنو از ني‌هاي ني بشنو از بالاي ني
قاريان ما به دار خلوت ما بي حصار
مسلخ سبزينه ها جنگل بي برگ و باد
بشنو از اين زخم جان بشنو از اين ناگهان
بشنو از من بي دريغ در حضور غايبان
رد شو از آوار برگ رد شو از فصل تگرگ
رد شو از اين زان حرير رد شو از ديوار مرگ
پر كن از ني ناي ني بغض سيل آساي ني
بشنو از دل ضربه‌ها بشنو از آواي ني
وقت از ني كر شدن وقت عريان‌تر شدن
گم شدن پيدا شدن بي در و پيكر شدن
بشنو از ني‌هاي ني بشنو از بالاي ني
بشنو از ني‌هاي ني بشنو از بالاي ني
قاريان ما به دار خلوت ما بي حصار
مسلخ سبزينه‌ها جنگل بي برگ و باد
بشنو از اين زخم جان بشنو از اين ناگهان
بشنو از من بي دريغ در حضور غايبان
رد شو از آوار برگ رد شو از فصل تگرگ
رد شو از اين زان حرير رد شو از ديوار مرگ
پر كن از ني ناي ني بغض سيل آساي ني
بشنو از دل ضربه‌ها بشنو از آواي ني
وقت از ني كر شدن وقت عاشق‌تر شدن
گم شدن پيدا شدن وقف يكديگر شدن
بشنو از ني‌هاي ني بشنو از بالاي ني
بشنو از ني‌هاي ني بشنو از بالاي ني
 
» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : محمد اوشال
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : منتظر (گوگوش)



مثل اسم خودم اينو مي دونم
مي دونم كه يك نفر يه روز مياد
مي دونم كه وقتي از راه برسه
هرچي كه خوبه وايه منم مي خواد
درا رو وا مي كنم پنجره ها رو مي شكنم
مژده ديدنشو تو كوچه ها جار مي زنم
وقتي از راه برسه با بوسه اي
قفل اين غمستونو وا مي كنه
منو تو يه شهر ديگه مي بره
با هواي تازه آشنا مي كنه
درا رو وا مي كنم پنجره ها رو مي شكنم
مژده ديدنشو تو كوچه ها جار مي زنم
توي اين خونه دربسته
توي اين صندوق سربسته
همه آرزوهام دور ميشه
ميون ديواراي سنگي
ميون اين همه دلتنگي
شوق زندگي از من دور ميشه
يه نفر داره مياد ديوارا رو برداره
يه نفر داره مياد زندگي رو مياره
درا رو وا مي كنم پنجره ها رو مي شكنم
مژده ديدنشو تو كوچه ها جار مي زنم
توي اين خونه دربسته
توي اين صندوق سربسته
همه آرزوهام دور ميشه
ميون ديواراي سنگي
ميون اين همه دلتنگي
شوق زندگي از من دور ميشه
تو اوني اون يك نفر اي همشب تن خسته
ميتوني كليد باشي واسه درهاي بسته
درا رو وا مي كنم پنجره ها رو مي شكنم
مژده ديدنتو تو كوچه ها جار مي زنم
 
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : چی بگم


چی بگم وقتی که آفتاب نمیتابه وقتی بارون نمیباره
وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون میناله
وقتی دیواری به دستی نمیلرزه
دل سلاخی از این حوض پر از خون نمیترسه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

چی بگم وقتی قناری تو بهار هم نمیخونه
توی آسمون ابری یه ستاره نمیمونه
وقتی حوضا پُره خونه دستا بستن
شعر آزادی را هیچکی نمیخونه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

با تو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت
رو به سوی ظلمت شبهای بیفردا گریخت
بی تو ای آزادی ای والا کلام
گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت
 
» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : واروژان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : مثل تو (گوگوش



صدای تو بیداری بیشه
آواز سبز برگه
صدای تو پر وسوسه مثل
شبخونی تگرگه
صدای تو آهنگ شکستن
بغض یه دنیا حرفه
تصویری از آواز صریح
قندیل نور و برفه

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود

هیچ کی مثل تو منو باور نکرد
هیچ کی با من مثل تو
توی نقب شب من سفر نکرد
هیچ کی مثل تو نبود
ساده مثل بوی پاک اطلسی
یا بلوغ یه صدا
میون دغدغهء دلواپسی

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود

تو غرورت مثل کوه
مهربونیت مثل بارون مثل آب
مثل یه جزیره دور
مثل یه دریا پر از وحشت خواب

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود

هیچ کی مثل تو نرفت
هیچ کی مثل تو نموند
شعرای تنهاییمو
هیچ کی مثل تو نخوند

همه حرفام مال تو
همه شعرام مال تو
دنیای من شعرمه
همه دنیام مال تو

هیچ کی مثل تو نبود
هیچ کی مثل تو نبود
 
 
» خواننده : داریوش
» آلبوم : مسبب
» آهنگ : من و تو



شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
میگم ای دل . دل آلوده به درد
اگه روزی بکشم ناله سرد
آه و نالم میگیره دومنشو
آتیش عشق میسوزونه تنشو
شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
تو مصیبتکشی ای دل . میدونم
میون آتیشی ای دل . میدونم
داری پرپر میزنی . جون میکنی
اینو از اشکای چشمت میخونم
شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
دیگه دل طفلکی دیوونه شده
مثل من دربدر از خونه شده
نداره هیچکسو این دل . میدونم
دیوونه همدم دیوونه شده
شبا وقتی من و دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

متن کل آهنگ های آلبوم به من نگو دوستت دارم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : نیستی



چنان دل کندم از دنیا, که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ من را در خویش, که مرگ من تماشایی ست
مرا در اوج می خواهی, تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز, مرا امروز تماشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند


گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : نجات


نجات من بدست توست
از این محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده
بیا و نقطه پایان به شعر عمر من بگذار
تنم دیوار بین ماست
تنم را ایز میان بردار
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
همیشه در مساف مرگ نقاب از چهره میافتد
چه در میدان چه در بستر
پس از بیماری ممتد
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم
نقاب از چهره ام بردار
به آیینه نشانم ده
سکوتم بدتر از مرگ است
بمیرانم زوالم ده
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من این است
هراس بی صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری
شهادت را صدا باشم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : مهمان ناخوانده



در شبی غمگینتر از من
قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم
از کنارم رفته بودی
تا که چشمم را گشودم
از کنارم رفته بودی
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم
ای دریغا دلسپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده های تو به نیرنگ آلوده بود
ای به خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بیتو شاید بعد از این افسانه ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم

» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : بابک بیات
» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : جنگل


جنگل

پشت سر ، پشت سر

پشت سر جهنمه

روبرو ، روبرو

قتلگاه آدمه

روح جنگل سياه

با دست شاخه هاش داره

روحمو از من ميگيره

تا يه لحظه مي مونم

جغدا تو گوش هم مي گن

پلنگ زخمي مي ميره

راه رفتن ديگه ميسن

حجلهء پوسيدن من

جنگل پيره

قلب ماه سر به زير

به دار شاخه ها اسير

غروبشو من مي بينم

ترس رفتن تو تنم

وحشت موندن تو دلم

خواب برگشتن مي ينم

هر قدم به هر قدم

لحظه به لحظه سايهء

دشمن مي بينم

پشت سر ، پشت سر

پشت سر جهنمه

روبرو ، روبرو

قتلگاه آدمه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : گذشته های دور



يادمه بچه بوديم تو گذشته هاي دور
اون زمون كه قلب ما پر بود از شادي و شور
روزي که تورو ديدم موهاتو بافته بودي
با گل سپيد ياس يه روبند ساخته بودي
روزي که تورو ديدم موهاتو بافته بودي
با گل سپيد ياس يه روبند ساخته بودي

بعد از اون روز قشنگ از خدا راضي شدم
از دم صبح تا غروب با تو هم بازي شدم
چه روزاي خوبي بود ولي افسوس زود گذشت
تا يه چشم به هم زديم روز و هفته ها گذشت
چه روزاي خوبي بود ولي افسوس زود گذشت
تا يه چشم به هم زديم روز و هفته ها گذشت

يادمه روي درخت دوتا دل كنده بوديم
سال بعد از اون كوچه ما ديگه رفته بوديم
شايد اون دلا ديگه خشکيده رو ساقه ها
شايد هم بزرگ شده زير بال شاخه ها
شايد اون دلا ديگه خشکيده رو ساقه ها
شايد هم بزرگ شده زير بال شاخه ها

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : به من نگو دوستت دارم



حالا كه كار تو شده
پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل توشده
فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگ وفقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
تو بااين چرب زبوني
هي به من دروغ ميگي
ميخواهي گولم بزني
هي به من دروغ ميگي
به من نگو دوستت دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه
تو با دل شكسته ام
انقده جفا نكن
تو اگه دوستم نداري
اينجوري بد تا نكن
به من نگو دوست دارم
كه باورم نميشه
نگو فقط تو رو دارم
كه باورم نميشه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : دیوار


از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزیم
هنگامه حیرانی است خود را به كه بسپاریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
یك عمر نمی‌دیدم در خویش چه‌ها داریم
دردا كه هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بریم ابریــم و نمی‌باریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند كه بیدارید گفتیم كه بیداریم
دوران شكوه باد از خاطرمان رفته‌است
امروز كه سد بسته‌است خشكیده و بی‌باریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
یك عمر نمی‌دیدم در خویش چه‌ها داریم
دردا كه هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌بریم ابریــم و نمی‌باریم
ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند كه بیدارید گفتیم كه بیداریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزیم
هنگامه حیرانی است خود را به كه بسپاریم
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : مرگ شب


برای من که در بندم چه اندوه آوری ای تن
فراز وحشت داری
فرود خنجری ای تن
غم آزادگی دارم
به تن دلبستگی تا کی؟
به من بخشیده دلسنگی
شکستنهای پی در پی
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
چرا تن زنده و عاشق
کنار مرگ فرسودن
چرا دلتنگ آزادی
گرفتار قفس بودن
قفس بشکن که بیزارم از آب و دانه در زندان
خوشا پرواز ما حتی به باغ خشک بی باران
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
در آوار شب و دشنه
چکد از قلب من خونآب
که میبینم من عاشق
چه ماری خفته در محراب
خوشا از بند تن رستن پی آزادی انسان
نمیترسم من از بخشش که اینک سر که اینک جان
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
اگر پیرم اگر برنا
اگر برنای دلپیرم
به راه خیل جان بر کف که میمیرند، میمیرم
اگر سرخورده از خویشم من مغرور دشمن شاد
برای فتح شهر خون
تو را کم دارم ای فریاد
در این غوغای مردم کش
در این شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولی از مرگ شب گفتن
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
آوار پریشانی است رو سوی چه بگریزیم

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : صادق نوجوکی
» تنظیم : صادق نوجوکی
» خواننده : داریوش
» آلبوم : به من نگو دوستت دارم
» آهنگ : مصلوب



به صليب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبري مغلوبم ای دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم حالا ميرم بي‌كفن
وقتي گفتن يه گناه بود مثل ديدن يا شنيدن
معني آواز هم اين بود ته بن‌بست داد كشيدن
وقتي حتي توی خلوت فكر آزادي قفس بود
گفتني‌ها رو مي‌گفتيم اگه فرصت يه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روي صليب ويرون شدم من
شرف نفس من گه شد قفس من
به سكوت تن ندادم تا نميرم بي كفن
توي شب‌هاي سكوت فرياد من بود
ته جنگل خواب بيــــداري رود
از غروب هراس تا صبح موعـــود
تيغ خشم خليل بر قلب نمــــرود
در عذاب تشنگي گم حسرت من بوي گندم
بر دلم داغ شقايق از عذاب تلخ مردم
از كسي كه مثل بختك تو شب‌هام انداخته سايه
يه سوال ساده كردم نفرت من شد گلايه


متن کل آهنگ های آلبوم سفره سین

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : چی بگم


چی بگم وقتی که آفتاب نمیتابه وقتی بارون نمیباره
وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونمون میناله
وقتی دیواری به دستی نمیلرزه
دل سلاخی از این حوض پر از خون نمیترسه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

چی بگم وقتی قناری تو بهار هم نمیخونه
توی آسمون ابری یه ستاره نمیمونه
وقتی حوضا پُره خونه دستا بستن
شعر آزادی را هیچکی نمیخونه
چی بگم
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه
زندگی با این همه غم نمیارزه نمیارزه

با تو آسان میشد از دست سیاهی ها گریخت
رو به سوی ظلمت شبهای بیفردا گریخت
بی تو ای آزادی ای والا کلام
گر نباشی در میان باید که از دنیا گریخت

» شاعر : زویا زاکاریان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : سفره سین



پلاس کهنهء اندیشه را دور باید انداخت
زمان بر مغز و پوست کهنگی میتازد امروز
چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز و زمین ای دوست
بنگر بنگر زمین هم پوست میاندازد امروز
پلاس کهنهء اندیشه را دور باید انداخت

زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

به شاد باش شمیم بارش نم نم
به فال نیک دیدار گل مریم
بیا تا یک نفس شکرانهء امروز
به داغ دل فراموشی دهیم با هم
به داغ دل فراموشی دهیم با هم
بزن ای طبل باران
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

زمستان هر چه بود تاریک و طولانی
دل ما هر چه شد سرد و زمستانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
زمین اما به دور از کینهء بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

تماشا کن در آینهء نوروز
نمیبینی غبار قصهء دیروز
مبادا بر چلیپای شب سرما
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز
مسیحائی چنین بخشنده و دلسوز
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

سلام سایهء سالار سرو ناز
سرود سار و سهره سرود عشق ورزی
سپیده سیل سوسن در سحرگاه
سمن بود ساعت سرشار سرسبزی
سمن بود ساعت سرشار سرسبزی
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما
بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ پچ گل
به گوش خاک محزون
به گوش خاک محزون
بیائید سفرهء عید
بچینیم قاصدکها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : عصر ما (هاتف)



عصر ما عصر بلا عصر لمس انتها
عصر فقدان حقیقت عصر انکار خدا
عصر تشویش و گله عصر پاپوش و تله
عصر افعی عصر گرگ معصیت های بزرگ
عصر خواری عصر ذلت دورهء کوچ عصر هجرت
موسم بی اعتنائی عصر زندان نه رهائی

عصر دفن واژهء عشق عصر تهمت عصر بحران
عصر کشتار خلایق عصر شک به عرف و ایمان

روی امتداد این عصر ما فراموش شده گانیم
نا بجا فرمان بریم و پند و اندرز نستانیم
بطن امتداد این عصر نا خلف از خود رهائیم
جانب ما را که دارد عنصر بی اعتباریم

عصر بی هویت من سر بلندی اراذل
جزوه های تکه پاره قوم رنجیده و غافل

عصر بغض و عصر کینه عصر قداره و سینه
قامت انسان به دار کل سهم ما همینه

روی امتداد این عصر ما فراموش شده گانیم
نا بجا فرمان بریم و پند و اندرز نستانیم
بطن امتداد این عصر نا خلف از خود رهائیم
جانب ما را که دارد عنصر بی اعتباریم

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : کودکی ها (هاتف)



حکم جریمه نماز نیمه
گالش نمدار چتر کجاوه
لقمهء ناشتا موندهء دیشب
لذت نذری ماه مبارک
آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

گولهء برفی جمعهء تبدار
ولو تو کوچه موشک کاغذی
نبش سر پیچ ماته خیابون
وایساده هر روز لباس قرمزی
بره های بریده سر کنار جوی آب شاه
تعزیه های دیدنی تر گریه های گاهگاه

آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

سکهء براق ماهی مرده
گردوی پوچ تلخ دم عید
آب تنی من تو حوضک سبز
حرص و کلنجار با جدول ضرب
آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

اذون مغرب نوای قرآن
کوچهء تاریک وحشت هر آن
نحسی سیزده مشغول بازی
ایوونه خالی ترانه سازی
دود سیاه حموم بازار
نالهء جارو تو محل صبح ساعت چهار
آخ که چه روزگاری بود گذشته های کودکی
ترس فلک شدن واسه خنده های قایمکی

باغ آینه با طعنه و سنه
خواب و بختک گذشته های منه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : ساده (هاتف)



سفرم به عمق چشمات هجرت غریب و عاشقانه داشت

سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت
یه دل سادهء ساده کوله بار سفرم بود
چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود

من همون لحظهء اول آخر راه و میدیدم
طپش عشق و تو رگهام عاشقونه می شینیدم
وای اگر همسفر
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم

تو شدی خون تو رگهام
من دیگه خودم نبودم
برای نفس کشیدن
حالا محتاج تو بودم
وای اگر همسفر
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم
سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت
سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت
یه دل سادهء ساده کوله بار سفرم بود
چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود

من همون لحظهء اول آخر راه و میدیدم
طپش عشق و تو رگهام عاشقونه می شینیدم
وای اگر همسفر
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم

» شاعر : شهرام دانش
» آهنگ ساز : بابک بیات
» تنظیم : بابک بیات
» خواننده : داریوش
» آلبوم : سفره سین
» آهنگ : خسته نشو (هاتف)



اون که به من تو زندگی غصه میده تو هستی
اون که برای موندنت جون میکنه من هستم
اون که به من قدرت زندگی میده تو هستی
اون که برای عشق تو پر میزنه من هستم
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته

عزیز بی پناه من بذار تو سر رو دستام
نمیتونه گریه هاتو ببینه قلب تنهام
بگو برات چکار کنه قلب من شکسته
حالا که پلهای سفر تو رودخونه نشسته
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته

فرصت عاشقی داره تو قلب ما میمیره
اون که اسیر عشق نشه قلبش و مرگ میگیره
من که هنوز نمیتونم دل بسپارم به رفتن
بذار که خون عشق تو بریزه تو رگ من
خسته نشو خسته نشو از این روزای خسته
دربدری تموم میشه با این تن شکسته



[ جمعه دوم اردیبهشت 1390 ] [ 13:47 ] [ میلاد کوهی ]
درباره وبلاگ
امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس

کاربر:
رمز: